حجت الاسلام و المسلمین سید محمد طه موسوی مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در مؤسسه آموزش عالی علمی-کاربردی هلال ایران:
درسی از اسوه ایثار و کرامت امام حسن مجتبی(ع)
28 ماه صفر، شیعیان در سوگ امامی مینشینند که در فضایلش سیوطی صاحب کتاب تاریخالخلفا او را متین، بردبار و سخاوتمند معرفی کرده است. امام مجتبی محبوب قلب پیامبر بود و در مدینه در رعایت اخلاق و صبوری یک آقازاده به معنای واقعی کلمه بود.
در ذکر مناقب امام مجتبی(ع) دو نکته حائز اهمیت است: اول تحمل و بردباری آن حضرت در راه اسلام است که شاید سختترین تصمیم زندگی ایشان امضای توافق صلح با معاویة فریبکار بود، تا جایی که بعد از این ماجرا در کوچههای مدینه ایشان را مذل المومنین خطاب میکردند (یعنی ای کسی که با صلح با معاویه آبروی مؤمنین را بردی) ولی امام برای مصلحت و حفظ اسلام بر تصمیمی که گرفته بود اعتقاد محکم داشت و همه مرارتها را به جان خرید.
دوم در سخاوتمندی آن حضرت است که البته امام با گداپروری به شدت مخالف بود و اگر محتاجی به ایشان مراجعه میکرد در حد توانش میکوشید فقرش را برای همیشه برطرف نماید و اهتمام جدی به مساعدت و یاری داشت. در تاریخ یعقوبی نقل شده است که حضرت سه مرتبه اموالش را بین مستمندان تقسیم کرد و اگر مالی برای کمک نداشت، نیازمند را برای رفع نیازش راهنمایی میکرد، از همان منبع نقل است که فقیری به حضرت مراجعه کرد و چون آن حضرت دستش از مال خالی بود؛ به فقیر فرمود: امروز خودم چیزی برای کمک ندارم، ولی تو را راهنمایی میکنم تا به حاجتت برسی. فرمود: امروز دختر خلیفه از دنیا رفته و کسی تاکنون به او تسلیت نگفته است، برو در خانة خلیفه و بگو «الحمد لله الذی سترها بجلوسک علی قبرها و لا هتکها بجلوسها علی قبرک» یعنی خدا را شکر که خداوند او را با نشستن تو روی قبرش از هتک و بیحرمتی در آینده محافظت کرد، شاید اگر او اول روی قبرت مینشست و سوگواری میکرد، احتمالاً یک دختر تنها و پدر از دست داده در آن شرایط مورد بیحرمتی قرار میگرفت.
خلیفه از کیفیت بیان این نوع همدردی مشعوف و خوشحال شد و دستور داد به او پاداش دادند. سپس از او پرسید: قبل از خانه من کجا بودی؟ فقیر گفت: منزل حسن بن علی بودم. خلیفه گفت: از این نوع تسلیت گفتن فهمیدم از خانه امام حسن آمدی چون فصاحت و سخنان شیرین و وزین، متعلق به خاندان رسول خداست.
نتیجه این که در ترویج فرهنگ کمک و مساعدت و کیفیت آن باید از مکتب اهل بیت تلمذ کرد.
این امام همام وقتی در لحظات جان دادن پیامبر اشک میریخت رسول خدا فرمود: حسن جان تو در جلوی من گریه نکن طاقت دیدن اشکهای تو را ندارم و در روزی که خودش با زهر همسر جنایتکارش در احتظار بود وقتی اشک برادرش حسین را دید فرمود: «لایوم کیومک یا ابا عبدالله» حسین جان برادرم وضع جان دادن تو خیلی بدتر از من است و روزی بدتر از آن روز نخواهد بود.
